|
بيا لذت ببريم از زندگي
فکر ميکني جهادي اينه که بري يه جاي دور و يه مدت بيل بزني و برگردي ؟ يا فکر ميکني جهادي اينه که با دوستامون يه اردوي بيشتر از سه روز ميريم که تا حالا با هيچ مدرسهاي توي عمرمون نرفتيم ؟ يا شايد فکر ميکني جهادي اردوي سختيه و از کار که برميگرديم حال غذا خوردن هم نخواهيم داشت ؟ شايد هم فکر کني جهادي باعث ميشه توي معنويات سرمون به سقف بخوره ! و اما جهادي : جهادي ميتونه هيچ کدوم از اينها نباشه. ميتونه همهي اينها هم باشه. جهادي يه مزرعهي بزرگه. يکي با داس به جون مزرعه ميفته ، يکي با کمباين و تراکتور. بعضي هم يه جوري که نه سيخ بسوزه نه کباب ، يه تيلر برميدارن و شروع ميکنن به درو کردن. حالا آخر مسافرت کي برده و کي باخته ... خدا ميدونه ... وقتي جهادي تموم بشه و برگردي تهران ، مطمئن باش دود تهران چشمت رو اذيت مطمئن باش زرق و برق تهران چشم دلت رو ميزنه ؛ مطمئن باش بعد از غذا دعا ميکني خدا همهي گرسنهها رو سير کنه ؛ مطمئن باش سر نمازت براي همهي مسوولاني که مثل کميته امداديها دلشون براي مردم ميسوزه دعا ميکني ؛ مطمئن باش از کنار صندوق صدقات بيخيال رد نميشي ؛ مطمئن باش قدر دوستهاي خوبي رو که داري بيشتر ميدوني ؛ مطمئن باش اگه يه کارگر توي ماشين کنارت بشينه ، خودت رو کنار نميکشي ؛ مطمئن باش اگه يکي رو ببيني که فرغونش توي سربالايي داره چپ مي شه کمکش ميکني ؛ مطمئن باش که بيشتر ، فکر آدمهاي جور واجور اطرافت هستي ؛ مطمئن باش يه کمي بيشتر از قبل ... از همهي اينها مطمئن باش. اما نگران هم نباش. اين اتفاقات يک هفته بيشتر باهات نيست. هواي تهران در عرض يک هفته همهي اين خيالات رو از سرت بيرون ميکنه. باز هم به برج ميلاد افتخار خواهي کرد. مگر اينکه: « مرد شده باشي ؛ جهادگر شده باشي. » مسافرت جهادي هيچ خيري هم که نداشته باشه ، باعث ميشه نسبت به محيطي که توش زندگي ميکنيم ديد بهتري داشته باشيم. کارهامون منطقيتر باشه. خودموني بگم : باعث ميشه وقتي توي رستوران داري پيتزا ميخوري، بدوني که خيليها هستن که بي شام ميخوابن يا دفتر مشقشون رو با مداد مينويسن که بشه دوباره ازش استفاده کرد؛ باعث ميشه اگه سير شدي ، پيتزاي دوم رو به زور به معدهي محترم تحميل نکني! باعث ميشه ياد بگيري که صرفهجويي کني و ول خرجي رو کمتر کني ؛ باعث ميشه براي خريدن وسايلي که خيلي هم ضروري نيست پدر رو از خودت ناراضي نکني ؛ باعث ميشه ... باعث ميشه « مرد بشي » جهادي بهشدت اعتياد آوره. ميتونيد از آقاي نعمت يا آقاي غفاري هم بپرسيد. من که حسابي معتادش هستم. ده ساله که اين اعتياد نذاشته سال تحويل رو خونه باشم. ده ساله که سال رو کنار خانواده ي بزرگ « هموطنان ايرانيم » تحويل کردم. پشيمون هم نيستم. خانوادهام هم به اين سنت ده ساله افتخار ميکنن. ازشون متشکرم که نبودنم رو تحمل ميکنن و توي ثواب مسافرت جهادي شريکم هستن. شما هم از خانواده تون متشکر باشيد که دوري تون رو تحمل ميکنن. اميدوارم همهمون معتاد بشيم و معتاد بمونيم. جهادگر بشيم و جهادگر بمونيم. مرد بشيم و مردونه زندگي کنيم. و يک توصيه : يکي از لذتهاي مسافرت جهادي اينه که يه مدت خيلي کوتاه ، فقط خودت هستي و خودت. تنها چيزي که داري ، دوستان خوبت هستن. نه روزنامه هست ، نه تلويزيون. نه اينترنت هست ، نه مجبوري به نظرات ديگران توي وبلاگت جواب بدي. نه بيکاري که سريالهاي تلويزيون بهترين سرگرمي باشه برات. نه نيازي به بازيهاي رايانهاي داري که وقتت بگذره. همين دوري از تکنولوژي لذتي داره که فقط توي جهادي ميشه تجربهاش کرد. زمانش هم زياد نيست. تا چشم به هم بزني جهادي تموم شده و دور و برت پر ميشه از اينترنت و تلويزيون و بازي و ... اين رو هم ميتونيد از معلمها بپرسيد اگه حرفم رو قبول نميکنيد. توصيهي من اينه که با اسير کردن خودتون اين لذت رو از دست نديد. خودتون رو اسير تلفن همراه و نوا3خوان و واکمن و اين بازيها نکنيد. قبل از حرکت همه شون رو تهران جا بذاريد و عازم سفر بشيد. امتحانش ضرر نداره. بالاخره توي اين مدت يه تلفن عمومي پيدا ميشه که به تهران زنگ بزنيد. اين قدر هم سرگرم هستيد که اسباب بازي لازم نداشته باشيد. هميشه موفق باشيم و پيروز عصر 25 تير ماه 1385 |+| نوشته شده از طرف دانش آموزان کوچه اركيده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 0:10 برنامه کاري روزانه
به اين وسيله برنامهي کاري روزانهي اردو در طي 10 روز کاري در شهر گناباد به شرح زير اعلام ميشود: بيدارباش 10 : 4 نماز صبح 20 : 4 نرمش صبحگاهي 30 : 4 صبحانه 50 : 4 پوشيدن لباس کار 20 : 5 اعزام به سمت گروههاي کاري 40 : 5 شروع کار 00 : 6 استراحت و صرف تغذيه 00 : 9 شروع مجدد کار 15 : 9 پايان کار و اعزام به سمت خوابگاه 00 : 12 تعويض لباس و شستن سر و صورت 30 : 12 نماز ظهر و عصر 00 : 13 ناهار 20 : 13 استراحت ظهر 00 : 14 نوبت آزاد اول 30 : 16 نماز مغرب و عشا 00 : 19 شام 30 : 19 برنامه آزاد دوم 00 : 20 خاموشي نسبي 45 : 21 خاموشي مطلق 00 : 22 * * * * * توجه ! ممکن است بنا بر شرايط منطقه و وضعيت بچهها ، برنامه تا حد کمي تغييرات هم داشته باشد. استراحت ميانه در ساعت کاري در همان محل گروه انجام ميشود. ساعت خواب ظهر براي همه اجباري ميباشد. نوبت آزاد اول شامل برنامهي بازي يا ديدار با محرومين ميشود. نوبت آزاد دوم شامل نشستهاي شبانه يا بازي ميباشد. هيچ دانشآموزي بعد از خاموشي مطلق اجازهي بيدار ماندن را ندارد. |+| نوشته شده از طرف دانش آموزان کوچه اركيده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 20:53 ديدگاه سه تن از ديگر دوستانمان
اگرچه تا به حال در اردو جهادي شرکت نکردهام ، اما استنباطي که از آن دارم را بر روي کاغذ ميآورم: وقتي گفتند که قرار است تابستان به اردوي جهادي برويم ، احساس عجيبي در من رخ داد. تا قبل فکر ميکردم که اردو جهادي فقط کارهايي از قبيل بيل زدن ، کلنگ زدن ، ساختن خانه و تفريح است. اما حال با خود فکر کردم و ديدم بجز بيل و کلنگ زدن ، حداقل در يک روستا با روحيه و نظرات و انتقادات و رفتارهاي 60 انسان خاکي روبرو هستم. من که شب برنج با گوشت ميخورم آيا آن کودک محروم آنرا ميخورد؟ نميدانم چرا خدا کسي را محروم ساخت و کسي را غني؟ مگر انسانها با هم برابر نيستند؟ شايد دليلش بهزودي برايم روشن شود. سيد احمد پرخيد *** اردوي جهادي يک سفر براي دانش آموزان ميباشد که در عين حاليکه مسافرتي خوب و دلانگيز است، مسافرتي سازنده با جوي روحاني ميباشد که بچهها اندکي از دلبستگيهاي خود را کاهش داده و به فکر دنياي خود نيستند. اردوي جهادي فقط جوي مذهبي و روحاني نيست. بلکه در عين حال بازي و شادي هم دارد و بچهها لذتهاي خاصي هم از آن ميبرند. حامد فراهاني *** با توجه به گفتهها و شنيدههايي که از معلمان خود دربارهي اردوي جهاي داشتهام ، به نظر من اردوي جهادي يک اردوي بيدارکننده از خواب غفلت و آشنا کننده با مصائب مردمي است که حتي جا براي خوابيدن ندارند. فراز آبايي |+| نوشته شده از طرف دانش آموزان کوچه اركيده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 20:51 هدف ما از برگزاري اردوي جهادي
در سالهاي اخير تعداد زيادي از اردوهاي جهادي در مناطق مختلف ايران عزيز و با هدفهاي مختلف برگزار شده است و هر کدام از آنها اهداف خاص را پيگيري کردهاند. پس قبل از آغاز سفر لازم است که ما هم اهداف خودمان را از شرکت در اين برنامه اعلام کنيم. 1- بدانیم که ایران فقط تهران نیست 2- آشنايي با گوشهاي از محروميتهاي موجود در ايران 3- تمرين بر انجام امور شخصي 4- بالا رفتن طاقت دانشآموزان در شرايط دشوار 5- محکمتر کردن دوستيها 6- ديدار با محرومين و پخش هداياي جمعآوري شده توسط خود دانشآموزان |+| نوشته شده از طرف دانش آموزان کوچه اركيده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 9:19 گزارش تصويري
سفرمان را با زيارت علي بن موسي الرضا (ع) آغاز ميکنيم و از خدا ميخواهيم که نيتمان را در اين سفر خالص کند.
هدف والاي اردوي جهادي خودسازي است. با نماد بيل.
از مشهد تا گناباد را با اتوبوس ميرويم. چهار ساعت راه داريم به سمت کوير مرکزي ايران.
صبح. آماده براي حرکت.
اولين و سختترين کار در خانهسازي کندن پي است.
بعد از پي کندن بايد آنها را با سنگ و ملات سيمان پر کنيم.
مسؤولين منطقه هر روز به کارها سرکشي ميکنند.
اگر کسي ديگران را اذيت کند ، آخر و عاقبتش همين است.
بعضيها از دست سرگروه فرار ميکنند.
بهترين و خوشمزهترين چاشت ميان کار همين است. نان ، خرما ، چاي ، شربت
اگر شهرداري روز ليوان نگذاشته باشد.
شهرداري علاوه بر نظافت وظيفه دارد اطلاعيههاي روزانه را هم آماده و بر روي ديوار نصب کند.
بچههاي خسته و کارکرده يک ناهار مفصل و خوشمزه ميخورند.
ساعت آزاد بعدازظهر. بيشتر بچهها ميخوابند.
بچهها خودشان بايد لباسهايشان را بشويند.
اتاق ساکها
انبار مواد غذايي. تحت تدابير شديد امنيتي !
ديدار با محرومين
سفرمان را با زيارت علي بن موسي الرضا (ع) به پايان ميبريم و از خدا ميخواهيم که جهادمان را در اين سفر قبول کند. |+| نوشته شده از طرف دانش آموزان کوچه اركيده در سه شنبه بیستم تیر 1385 و ساعت 23:36 برنامه زمان بندی برگزاری اردو
حرکت به سمت مشهد (قطار) : 19 / مرداد / 85 - بعد از ظهر حرکت به سمت گناباد (اتوبوس) : 21 / مرداد / 85 - صبح شروع کار : 22 / مرداد / 85 استراحت میانهی اردو : 27 / مرداد / 85 آخرین روز کاری : 1 / شهریور / 85 حرکت به سمت مشهد (اتوبوس) : 1 / شهریور / 85 - بعد از ظهر حرکت به سمت تهران (قطار) : 2 / شهریور / 85 - بعد از ظهر |+| نوشته شده از طرف دانش آموزان کوچه اركيده در شنبه سوم تیر 1385 و ساعت 12:31 دیدگاه چند تن از بچه ها در مورد اردوی جهادی
به نظر من اردو يکي از برنامه هايي است که هر کس در زندگي اش براي آموختن طرز زندگي کردن بايد برود. ولي اردوي جهادي فرق مي کند. به اردوي جهادي براي تفريح و خوش گذراني نمي رويم. بلکه براي کمک به هم وطنان خود بايد رفت. در اين نوع اردوها و رسم سختي کشيدن را مي آموزيم و با آن کلنجار مي رويم. اردوي جهادي لازم نيست سفر به شهرهاي مختلف باشد. بلکه: در همين شهر خودمان هم مي توان جهاد کرد و به مردم خودمان کمک رساند. حبیب مطلبپور علیشاهی *** به نظر من اردو جهادي مي تواند يک نوع خود سازي باشد. رفتن به اردوي جهادي لذت هاي خاص خود را دارد که مهمترين آن ها کمک به محرومان است و البته نمي توان از صميميت و دوستي بين دوستان در اين سفر چيزي نگفت. چون اين بخش از اردو واقعا در خاطره ها باقي خواهد ماند. صدرا سلیمی صدر *** عقيده ي بنده اردوي جهادي براي بچه هايي در سن و سال ما بسيار مناسب است و بچه ها با سختي هاي زندگي مواجه مي شوند و چند روز از خانه دور هستند. کسي به فکر تلويزيون نگاه کردن نيست. اردوي جهادي از اردوهاي ديگر استثنا است. چون در آن جا فقط بايد به فکر کار و سختي هاي خاص اردوي جهادي باشيم و ديگر کسي انتظار ندارد شب راحت بخوابد. پدرام پریساری *** به نظر من اردوي جهادي باعث مي شود که فرد شخصيت خود را بشناسد و به توانايي هاي يدي و جسمي خود دست يابد و با زندگي در خارج از خانواده آشنا شود. اردوي جهادي باعث مي شود که انسان براي زندگي ساخته شود. محمدصادق کریمی
|+| نوشته شده از طرف دانش آموزان کوچه اركيده در شنبه سوم تیر 1385 و ساعت 12:20 |
|













